مؤلف مجهول
39
هداية الأصول ( شرح فارسى باب حادى عشر ) ( فارسى )
است از براى ايجاد شىء و ترك شىء . و فقير مىگويد كه چون قدرت متضمّن علم است ، تقديم علم اولى مىنمايد ، با اكتفا به ذكر قدرت . و بدانكه حضرت شيخ اعظم اكرم مقداد - قدّس اللّه سرّه - در شرح خود در باب حادى عشر گفتهاند كه : « ابتداى مصنّف به آنكه اللّه تعالى قادر است ، از براى آن است كه صنع مستدعى قدرت است ؛ و بعضى از شارحين ردّ كلام ايشان كردهاند ، چنانچه گفتهاند كه اين تمام نيست ؛ از براى آنكه اگر اراده كرده است به اين صنع ، فعل مطلق ، شك نيست كه فعل مطلق دلالت مىكند بر فاعل ؛ و « 1 » فاعل اعمّ است كه قادر باشد يا موجب ؛ و دلالت خصوصيت به احدى از اين دو معنى نمىكند . آرى ، وقتى كه اعتبار كرده شود حدوث فعل با قدم مؤثّر يا اعتبار كرده شود اختلاف فعل ، دلالت مىكند بر قدرت ؛ و بر اين تقدير هر محلّ كه اعتبار كرده شود احكام اين فعل ، هر آينه دلالت مىكند ؛ و همچنين اگر اعتبار شود تخصيص فعل ، دلالت مىكند بر مريد . پس اين ، منشأ تقديم قدرت نمىشود . و اگر اراده كرده است به صنع ، فعل مسبوق به عدم ، شك نيست كه آن فعل دلالت نمىكند بر قادر مطلقا ، بلكه دلالت مىكند بر قادر بهسبب ملاحظهء عدم ، و اين مسلّم است ؛ لكن اعتبار آنكه اثر صنع در حالتى كه مسبوق به عدم است يا ملاحظه آنكه مؤثّر قديم است ، تقاضا نمىكند كه اولى باشد از اعتبار آنكه اثر محكم است ، در حالىكه ملاحظه كنند كه او عالم است يا ملاحظه نكنند تخصيص فعل را « 2 » ، و غير اين هردو اعتبارات حاصل . » كلام شارح تمام شد . و فقير كثير التقصير مىگويد كه كلام شارح ممنوع است و مراد به صنع صانع است ؛ و صانع راجع است به فرد كامل و اين قدرت ؛ چه جهت تقديم كافى است و
--> ( 1 ) . س : - و . ( 2 ) . س : - را .